از پارسکدرز بیشترین بهره را ببرید و رویای کاری خود را زندگی کنید.
نه ساعت پیش منتشر شده
تعداد بازدید: 28
کد پروژه: 606871
شرح پروژه
سلام وقت بخیر
من یه صدایی داشتم میتونید تبدیل به یه صدای دوبلوری کنید؟
فقط نمونه کار دارید؟
کانالی هم دارید برای اعتماد سازی مشتری؟
هزینشم بفرمایید؟
بله الان میفرستم فقط من تا امشب مهلت دارم برای این کار میتونید تا امشب بفرستید؟
یه کار پنج دقیقه
راوی: خوب خانم گردآفرید دفاعیات خودتون رو بفرمایید.
گردآفرید: آقای قاضی!
این مرد قصد تسخیر دژ سپید، تنها امید دل ما ایرانیان را داشت و میخواست این دژ را از دست ما دربیاورد.
( باحالتی اندوهناک) وقتی خبر شکست برادرم هجیر را شنیدم، ولوله در سپاه افتاده بود.
( حالا با لحن کوبنده ) بنابراین لباس رزم پوشیدم و به میدان رفتم.
هرچه نیرو و توان داشتم در نبرد با این مرد به کار گرفتم مردانه جنگیدم و نترسیدم.
من زنی از نژاد ایرانیان با مردی از نژاد توران عادلانه جنگید
( حالا با لحن تعجب و تمسخر ) حال دلیل شکایت این مرد را نمیدانم!
سهراب: ( در میان صدای گردآفرید میپرد و میگوید:
( با لحنی شاکی که انگار داره با عصبانیت گردآفرید رو نگاه میکنه)
آقای قاضی! حرف های این زن را باور نکنید!
او او قصد دارد همانطور که مرا فریب داد شما را هم فریب بدهد!
( باحالتی غرور آمیز) من سهراب پسر رستم تهمتن هستم
همراه سپاه توران به جنگ با ایران آمدم.
راوی: ( با حالت تعجب) دلیلش چه بود؟
سهراب:( با حالت غرور و سینه سپر کرده) برای اینکه تاج و تخت را از کیکاووس پادشاه کمخرد ایران پس بگیرم و به پدرم رستم تهمتن بسپارم.
در میانه راه با این دژ شوم برخوردیم.
در نبرد اول هجیر را اسیر خودم کردم ولی در نبرد دوم ( اینجا رو با یه لحن خیلی خشم آلود بیان کن) با این زن مکار روبرو شدم
این زن در ابتدا لباس مردانه پوشید و مرا فریب داد پس از چندی نبرد ( اینجا با حالت مغرورانه) کلاه خود را از سرش برداشتم
وقتی که فهمیدم زن است ( مغرورانه بیان کن ) از نبرد با او دست برداشتم
قول گرفتم که تسلیم من شود ولی وقتی قرار شد به داخل دژ برود و با سپاهش تسلیم من شود
( اینجا با حالت خیلی عصبانی و غیض آلود) مرا فریب داد و دژ را به روی من بست
( گردآفرید میان حرف میپرد و میگوید)
گردآفرید: دروغ است تمام این حرفها دروغ است
من او را فریب ندادم او خود اسیر هوا و هوسش شد ( با حالت پوزخند) او با من تا در دژ همراه شد به این خاطر که دلش اسیر من شده بود.
سهراب: نهههههه!
دروغ میگوید جناب قاضی! حرفهای این زن را باور نکنید او قصد دارد شما را هم فریب بدهد
گردآفرید: نه جناب قاضی راست میگویم این مرد دروغگو است
( اینجا یه بحثی بین سهراب و گردآفرید به وجود میاد اون میگه تو دروغ میگی این میگه تو دروغ میگی)
( حالا قاضی با چکش روی میز میکوبد و میگوید )
قاضی: ساکت همگی ساکت! شما که اینجا هم در حال نزاع هستید!
در این پرونده نام مردی به نام حکیم ابوالقاسم فردوسی را میبینم، او شاهد قضیه شماست و هر دو قبولش دارید درست است؟
گردآفرید و سهراب باهم : آری
خوب برویم و گفته های او را بشنویم.....
( اینجا تموم میشه و آخر دوبله مثل یه نقل قول تموم میشه، یه جورایی بقیش رو میخوام خودم توی کلاس با بچه ها از روی متن بخونم تهش رو هر جور میتونید باز بزارید با لحن یا صدا....)
ر Zahra
📎 فایلهای پروژه در ادامه پیام ارسال شده است.
این پروژه شامل 2 فایل مهم است، لطفا قبل از ارسال پیشنهاد حتما نسبت به بررسی این فایل اقدام فرمایید.
مهارت ها و تخصص های مورد نیاز
بودجه
500,000 تومان تا 1,500,000 تومان
مهلت برای انجام
1روز
وضعیت مناقصه
باز (آماده دریافت پیشنهاد)
درباره کارفرما
عضویت سه سال پیش
نیاز به استخدام فریلنسر یا سفارش پروژه مشابه دارید؟
قادر به انجام این پروژه هستید؟
به رایگان یک حساب کاربری بسازید
مهارتها و تخصصهای خود را ثبت کنید، رزومه و نمونهکارهای خود را نشان دهید و سوابق کاری خود را شرح دهید.
به شیوهای که دوست دارید کار کنید
برای پروژههای دلخواه در زمان دلخواه پیشنهاد قیمت خود را ثبت کنید و به فرصتهای شغلی منحصر به فرد دسترسی پیدا کنید.
با اطمینان دستمزد دریافت کنید
از زمان شروع کار تا انتهای کار به امنیت مالی شما کمک خواهیم کرد. وجه پروژه را از ابتدای کار به امانت در سایت نگه خواهیم داشت تا تضمین شودکه بعد از تحویل کار دستمزد شما پرداخت خواهد شد.
میخواهید شروع به کار کنید؟
یک حساب کاربری بسازید
بهترین مشاغل فریلنسری را پیدا کنید
رشد شغلی شما به راحتی ایجاد یک حساب کاربری رایگان و یافتن کار (پروژه) متناسب با مهارتهای شما
است.
پیدا کردن کار (پروژه)
تماشای دمو روش کار